معنی کلمه Coordinate
 Coordinate
متناسب‌ کردن‌، هم‌ اهنگ‌ کردن‌، تعدیل‌ کردن‌، هم‌ پایه‌،

 Coordinate
مربوط‌، (درجمع‌) مختصات‌.

 Coordinate
هماهنگ‌ کردن‌، مختص‌.

 Coordinate Memory
حافظ‌ه‌ مختصاتی‌.

 Coordinated
هماهنگ‌.

 Coordinates
مختصات‌.



افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس

دیکشنری آنلاین

• معنی Coordinate

• دیکشنری انگلیسی به فارسی

• دیکشنری فارسی به انگلیسی

• معنی کلمات فارسی

• کلمه Coordinate

• دیکشنری انگلیسی به انگلیسی

• دیکشنری فارسی به فارسی

• معنی کلمات انگلیسی

• مفهوم Coordinate

• دیکشنری فارسی به عربی

• دیکشنری عربی به فارسی

• معنی کلمات عربی

• ترجمه Coordinate

• لغت نامه دهخدا

• فرهنگ معین

• مترجم آنلاین

• تلفظ Coordinate

• فرهنگ لغت فارسی

• تلفظ آنلاین انگلیسی

• دیکشنری متن