معنی کلمه Cousin
 Cousin
پسرعمو یا دختر عمو، پسردایی‌ یا دختر دایی‌، عمه‌

 Cousin
زاده‌، خاله‌ زاده‌.

 Cousin German
عمو زاده‌، عمه‌ زاده‌.



نرم افزاری مریم

تونیک طلسم

ترمیم فایل های ناقص
افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس


دیکشنری آنلاین

• معنی Cousin

• دیکشنری انگلیسی به فارسی

• دیکشنری فارسی به انگلیسی

• معنی کلمات فارسی

• کلمه Cousin

• دیکشنری انگلیسی به انگلیسی

• دیکشنری فارسی به فارسی

• معنی کلمات انگلیسی

• مفهوم Cousin

• دیکشنری فارسی به عربی

• دیکشنری عربی به فارسی

• معنی کلمات عربی

• ترجمه Cousin

• لغت نامه دهخدا

• فرهنگ معین

• مترجم آنلاین

• تلفظ Cousin

• فرهنگ لغت فارسی

• تلفظ آنلاین انگلیسی

• دیکشنری متن