معنی کلمه Account به فارسی

 Account
(.iv &.tv): شمردن‌، حساب‌ کردن‌، محاسبه‌ نمودن‌، (حق)

 Account
حساب‌ پس‌ دادن‌، ذکر علت‌ کردن‌، دلیل‌ موجه‌اقامه‌

 Account
کردن‌(با rof)، تخمین‌ زدن‌، دانستن‌، نقل‌ کردن‌(.n)

 Account
حساب‌، صورت‌ حساب‌، گزارش‌، بیان‌ علت‌، سبب‌.

 Account
حساب‌، شرح‌، مسئول‌ بودن‌.

 Account Card
کارت‌ حساب‌.

 Account Executive
متصدی‌ رسیدگی‌ به‌ حساب‌ مشتریها.

 Account Number
شماره‌ حساب‌.

 Accountability
جوابگویی‌.

 Accountable
مسئول‌، مسئول‌ حساب‌، قابل‌ توضیح‌، جوابگو.

 Accountancy
حسابداری‌.

 Accountant
ذی‌ حساب‌، حسابدار.

 Accounting
حسابداری‌، اصول‌ حسابداری‌، برسی‌ اصل‌ و فرع‌.

 Accounting
حسابداری‌.

 Accounting Machine
ماشین‌ حسابداری‌.

 Accounting System
سیستم‌ حسابداری‌.

 accountics
علم محاسبی - دفترداری

شبکه مترجمین ایران افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس نرم افزاری مریم
تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس