معنی کلمه Coordinate به فارسی

 Coordinate
متناسب‌ کردن‌، هم‌ اهنگ‌ کردن‌، تعدیل‌ کردن‌، هم‌ پایه‌،

 Coordinate
مربوط‌، (درجمع‌) مختصات‌.

 Coordinate
هماهنگ‌ کردن‌، مختص‌.

 Coordinate Memory
حافظ‌ه‌ مختصاتی‌.

 Coordinated
هماهنگ‌.

 Coordinates
مختصات‌.

باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس فروشگاه اینترنتی دست آرا نرم افزاری مریم
تونیک طلسم
درآمد پاپ آپ فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس