معنی کلمه Custom به فارسی

 Custom
رسم‌، سنت‌، عادت‌، عرف‌، (درجمع‌) حقوق‌ گمرکی‌، گمرک‌،

 Custom
برحسب‌ عادت‌، عادتی‌.

 Custom Built
سفارشی‌ (لباس‌ وغیره‌)، سفارشی‌ تهیه‌ شده‌.

 Custom Built
سفارشی‌، اختصاصی‌.

 Custom Designed
باط‌رح‌ سفارشی‌.

 Custom Made
سفارشی‌، سفارش‌ داده‌ شده‌ (مثل‌ لباس‌).

 Customable
گمرک‌ بردار.

 Customarily
بط‌ور عادی‌.

 Customary
عادی‌، مرسوم‌.

 Customer
مشتری‌.

 Customer
مشتری‌.

 Customer Engineer
(ec) مهندس‌ سخت‌ افزاز.

 Customhouse
(esuoh smotsuc=) گمرکخانه‌، اداره‌ گمرک‌.

 Customize
معتاد کردن‌.

 Customs House
(esuohmotsuc=) گمرکخانه‌، اداره‌ گمرک‌.

شبکه مترجمین ایران افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس
نرم افزاری مریم تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس