معنی کلمه Sweat به فارسی

 Sweat
خوی‌، عرق‌ کردن‌، عرق‌، عرق‌ ریزی‌، مشقت‌ کشیدن‌.

 Sweat Gland
(تش‌.) غده‌ عرق‌.

 Sweat Out
بازحمت‌ حریف‌ را از میدان‌ بدر کردن‌.

 Sweat Pants
شلوار ورزش‌.

 Sweat Shirt
عرق‌ گیر، پلوور نخی‌.

 Sweatband
نوار چرمی‌ دور کلاه‌.

 Sweatbox
زندان‌ مجرد.

 Sweater
عرق‌ گیر، کسیکه‌ عرق‌ میکند، پلوور، ژاکت‌.

 sweaty
خیس عرق - خوی کرده - عرقی - خوی اور - معرق

شبکه مترجمین ایران افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس
نرم افزاری مریم تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس