معنی کلمه امشی به فارسی

امشی
دارویی از مواد نفتی که آنرا برای دفع حشرات بخصوص مگس با تلمبه بهوا می پاشند .

امشی پاش
تلمبه ای که با آن امشی می پاشند

امشی زدن
زدن تلمبه امشی تا امشی بپاشد

الجامشی
( اسم ) اطاعت فرمانبرداری .

تگامشی
کلمه مرکب است از تگ و مشی و الف برای اتصال است چنانکه در تگاپو و دوادو

خامشی
خاموشی

خامشی گزیدن
خامشی برگزیدن خامشی انتخاب کردن

رامشی
منسوب به رامش, نوازنده, خواننده
( صفت ) نوازنده و خواننده رامشگر .
ابو اسحاق ابراهیم رامشی محدث بود . وی از ابو عمر و محمد بن محمد بن صابر بخاری و دیگران روایت کرد و ابو محمد نخشبی از او روایت دارد.

رامشی نامه
نامه شادی . طرب نامه

رامشین
دهیست از دهستان براکوه بخش چغتای شهرستان سبزوار .

رامشینی
شیرویه مظفربن حسن بن حسین بن منصور رامشینی او از ابو محمد حسن بن احمد بن محمد ابهری صفار حدیث روایت کرد و معدانی ازو روایت دارد .

فرامشی
از یاد رفتگی نسیان مقابل یاد ذکر یا بباد فراموشی دادن 0 کاملا از یاد بردن

مشک طرامشیر
گیاهی است از تیره نعنائیان که خود رواست و آنرا ریحان الارض و دیقط امون نیز گویند .

مشکطرامشیع
( اسم ) مشکطرامشیر

باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس فروشگاه اینترنتی دست آرا نرم افزاری مریم
تونیک طلسم
درآمد پاپ آپ فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس