معنی کلمه برداری به فارسی

برداری
برداشتن برداریدن .

بار برداری
1 - عمل و شغل باربردار حمالی . 2 - مخارج سفر و لوازم آن و کرای. بار .

بافت برداری
برداشتن قسمتی از نسج گیاهی یا حیوانی بمنظور آزمایشهای لازم : امتحان نسج زنده برای تحقیق در نوع بیماری .

بهره برداری
1 - استفاده از سود چیزی . 2 - عمل- برداشتن حاصل زراعت . 3 - سهم گرفتن . 4 - بفروش رساندن محصول کارخانه یا معدن

پسه برداری
پس برداری

خاک برداری
خاک از زمینی برداشتن زیادی خاک محلی را بجای دیگر بردن .

راه برداری
عمل راه بردار . اهتدائ . رشاد . رشد .

شن برداری
عمل شن بردار ماسه برداری

عکس برداری
عکس برداشتن عکاسی مجموع عملیاتی که به اجرای آنها تصور شئ مورد نظر بروی صفحه ای ثابت می گردد . توضیح اشعه نورانی صادر از شئ به وسیله عدسی دستگاه عکس برداری بداخل جعبه تاریک دستگاه نفوذ می کند و صفحه حساس را متاثر می سازد و تغییراتی در وضع شیمیایی و فیزیکی ماده حساس پدید می آورد . این صفحه به تاریک خانه یعنی محلی که با نور قرمز روشن می شود برده شده در آن جا با مواد شیمیایی مخصوص عکس تصویر شئ مورد نظر ظاهر و ثابت می گردد . سپس این عکس را بروی صفحه حساس کاغذی انتقال داده تصویر حقیقی شئ بروی آن چاپ می شود . یا دستگاه عکس بردار . دور بین عکاسی . 2 - برداشتن تصویر از اعضا و جوارح انسان به وسیله دستگاه رادیوگراف .

فیلم برداری
عمل و شغل فیلم بردار . یا شرکت ( کمپانی ) فیلم برداری . شرکتی که سرمایه آن صرف تهیه فیلم گردد .

نقشه برداری
عمل نقشه بردار . نقشه کشی .

کار برداری
تعهد اجرای کاری

برداریدن
برداشتن در همه معانی چنانکه افراشتن و بلند کردن و بلند گرفتن و آویختن و بردار کردن و جز آن .

فرمانبرداری
اطاعت کردن فرمانبری .

فرمانبرداری کردن
( مصدر ) 1 - اطاعت کردن مطیع شدن 2 - تسلیم گشتن .

نامبرداری
شهرت معروفیت .

کلاهبرداری
1 - بفریب مال و پول دیگران را گرفتن حقه بازی . 2 - استعمال نام یا عنوان مجعول بقصد اینکه موسسات مجعول و اعتبارات موهوم را بطرف بقبولاند و او را به امور موهوم امیدوار و یا از امور موهوم خایف سازد و بدین طریق وجه یا مالی از او بگیرد .

باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس فروشگاه اینترنتی دست آرا نرم افزاری مریم
تونیک طلسم
درآمد پاپ آپ فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس