معنی کلمه بنام به فارسی

بنام
نامی, مشهور, معروف, به معنی همنام هم گفته شده
( صفت ) 1 - همنام آداش . 2 - نامی مشهور بانام .

بنام ایزد
بنام خدا ( در مورد تعجب و دفع چشم زخم و قسم گویند ) .

بنام خدا
در آغاز سخن آید یعنی با نام خدا آغاز می کنیم : ( بنام خداوند جان و خرد ) ( فردوسی )

مبشر بنام
حضرت عیسی

بنامایزد
بنام خدا, کلمهای است که درحال تعجب ازخوبی وزیبایی چیزی یاکسی وبرای دفع چشم زخم گفته اند, نام خداهم میگویند

بنامیدن
نام نهادن

بنامیزد
این کلم. بزرگ تیمنا برای دفع چشم بد استعمال کنند و بعضی گویند در محل تعجب و قسم آرند بسبب کثرت استعمال کسره اضافت را حذف کردند . بلکه الف ایزد هم در رسم الخط ننویسند . بنام ایزد . چشم بد دور . چشم زخم مباد . ماشائ الله .

شبنامه
نوشتهای که شب هنگام وپنهانی میان مردم پخش کنند

طربنامه
( اسم ) نامه ای که حاکی از شادی و شوق باشد .

شبکه مترجمین ایران افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس
نرم افزاری مریم تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس