معنی کلمه قربت به فارسی

قربت
نزدیکی, نزدیکی درمکان ومنزلت, آنچه موجب تقرب بخداگرددازعبادت وکارهای نیکو
( اسم ) 1 - نزدیکی ( از جهت مکان ) 2 - تقرب بمخدوم ( پادشاه وزیر غیره ) 3 - تقرب بخدا بوسیله عبادت 4 - خویشی خویشاوندی .

قربت ریزه
( اسم ) تقرب اندک : و شمه آن بیش از آنست که بطوامیر شرح پذیر شود بخون من تشنه گشته بود و آن قربت ریزه که یافتم - و یا لیت نیافتمی ... بخیال فاسد تصور کرده که در مستقبل بمضرت او سرایت خواهد کرد .

شبکه مترجمین ایران افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس
نرم افزاری مریم تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس