معنی کلمه نادر به فارسی

نادر
کمیاب, چیزکم, گرانمایه, سخن کم ونیکو
1 - ( اسم و صفت ) آنچه کم بدست آید آنچه کم اتفاق افتد کمیاب : [ چون پیرطالقانی این حکایت بکرد پدرم گفت : سخت نادر و نیکو خوابی بوده است . ] 2- بی مثل بی مانند . 3 - عجیب شگفت : تا همی خندی همه گریی و این بس نادرست هم تو معشوقی و عاشق هم بتی وهم شمن . ( منوچهری ) 4 - چیزکم شئ قلیل . 5 - گرانمایه باقدرو قیمت طرفه . یابه نادر. ندره بندرت آنچه که کمتراتفاق افتد:[ وگاه ازگاه بنادر چون مجلس عظیم بودی او را نیز بخوان فرود آوردندی ...]

آرامگاه نادر
آرامگاه نادر شاه افشار در شهر مشهد در محل تقاطع خیابان نادری و خیابان شاه رضا قرار دارد . آرامگاه قدیمی که در زمان حیات نادر ساخته شده بود پس از کشته شدن وی مورد ویرانی عمدی قرار گرفت ( و شرح آن در تواریخ ظبط است ) . در حدود چهل سال پیش در زمان حکومت احمد قوام ( قوام السلطنه ) بنای دیگری بر آرامگاه نادر شاه شد که آن هم در معرض آسیب و خرابی قرار گرفته بصورت نا مناسبی در آمده بود . بنای جدید در سال 1336 ه. ش آغاز شده و در سال 1340 ه. ش خاتمه یافت و آن مشتمل براطاق آرامگاه و دو تالار موزه ایوانها راهرو ها پایه مجسمه دفتر امضای باز دید کنندگان است . در بنای ضمیمه جداگانه نیز محل کتابخانه تالار پذیرائی اطاقهای نگهبان و پاسدار خانه احداث شده . ضمنا با حفر چاه نیمه عمیق و نصب موتور برق و احداث نهرهای سنگی و حوض و آبنما ها و منکاری و نرده فلزی اطراف باغ در تزئین آرامگاه کوشیده اند. بنای مقبره از تخته سنگهای گرانیت خراسان و سنگهای دیگر ساخته شده . پایه مجسمه سواره نادر شاه متصل ببنای آرامگاه است و مجسمه مفرغی سواره آن شهریار با رتفاع 6/5 متر با مجسمه سه سرباز پیاده که در کنار اسب ایستاده اند از شهر [ روم ] به مشهد حمل و بر فراز پایه آن استوار گردیده است . طرح مجسمه بوسیله ابوالحسن صدیقی تهیه شده . مفرغ ریزی آن در کارخانه [ برونی ] ایتالیاانجام یافته است . آرامگاه سرهنگ محمد تقی پسیان هم در محل مناسب در باغچه شمالی باغ آرامگاه نادری قرار دارد و لوح سنگی بر آن نصب گردیده است

تپه نادر
دهی از دهستان پائین ولایت است که در بخش فریمان شهرستان مشهد و در شصت و چهار هزار گزی خاوری فریمان و چهار هزار گزی باختر راه مالرو عمومی شاهین گرماب به خارزار واقع است 0 کوهستانی و معتدل است 0

نادر افتادن
تنها افتادن جالب واقع شدن .

نادر الاستعمال
کم استعمال قلیل الاستعمال مقابل کثیر الاستعمال .

نادر الحسن
آنکه در زیبایی کم نظیرباشد گویند خواجه ای را بندهای نادر الحسن بود .

نادر الوجود
کم نظیر .

نادر الوقوع
آنچه کم اتفاق افتد .

نادر اوفتادن
نادر افتادن .

نادر اکبر آبادی
مولف تذکره صبح گلشن اسم او را نادر حسن اکبر آبادی نوشته .

نادر برابر
بیجا بی موقع .

نادر تبریزی
کلب علی متخلص به نادرا یا نادر از شاعران عهد صفویه است .

نادر خور
ناسزاوار ناشایست که در خور و سزاوار نیست .

نادر دامغانی
صاحب صبح گلشن آرد : معروف به ملانادر دامغانی است و زبانش گویا بالفاظ نادر معانی است .

نادر زمان
( صفت ) آنچه که در زمان نباشد: [ نه در مکان و نه در نامکان و نه در زمان و نه نادر زمان .] [ ونه ناموصوف و نه نادر زمان و نه نادر مکان .]

نادر شاه
نادر شاه ( و. 1100 - ف. 1160ه. ق .) پادشاه ( 1160 - 1148 ه.ق .) ایران و موسس سلسله افشاریه . نام اصلی او ندرقلی یا نادر قلی بود و در ناحیه دستگرد از توابع دره گز متولد شد . در هفده سالگی با مادرش اسیر ازبکان شد و در این اسارت مادرش را از دست داد. پس از چهار سال از اسارت ازبکان گریخت و به خدمت حکمران ابیورد بابا علی بیگ کوسه لوی افشار در آمد . و مقام و مرتبه ای یافت . آنگاه به مشهد رفت و با ملک محمود سیستانی از در مخالفت در آمد و شهرت و آوازه یافت و بدین ترتیب سرانجام به دربار شاه طهماسب صفوی رسید و به مناسبت خدماتی که به وی در دفع افغانها کرد به لقب طهماسب - قلی خان ملقب گشت و حکومت بسیاری از ایالات ایران را و سرداری سپاه ایران را بدست آورد و به کار قلع و قمع و یکسره کردن فتنه افغانها و دیگر دشمنان ایارن پرداخت در 1143 ه.ق . عثمانیها را از آذربایجان و همدان بیرون راند و در قفقازیه تا دل داغستان پیش رفت . در این هنگام شاه طهماسب قراردادی با دولت عثمانی و روسیه منعقد ساخت که به سود ایران نبود و این امر بهانه به دست نادر داد و وی شاه طهماسب را از سلطنت خلع کرد و پسر هشت ماهه شاه طهماسب را به نام شاه عباس سوم به سلطنت برداشت تا اینکه در سال 1148 رسما خود را شاه خواند . هزینه سرسام آور جنگهای پی در پی . نادر را به لشکر کشی درخشان و موفقیت- آمیزش به هند در سال 1152 - 1151 وادار ساخت و در نتیجه این لشکرکشی محمد شاه امپراطور مغول هند ناگزیر تمام ایالات واقع در شمال و غرب رود سند را به نادر واگذاشت و نیز خراج گزافی را عهده دار شد. در سال 1154 ه.ق . سوئ قصدی به جان نادر شد که شک میرفت از جانب پسرش رضاقلی میرزا باشد .این حادثه مایه تغییر اخلاق نادر گردید . و از آن پس سیاست و رفتار وی روز به روز ظالمانه تر و نامعقول تر گردید . در ایالات مختلف شورشهایی علیه سختگیریهای او برپا شد و سرانجام در سال 1160 ه.ق . عده ای از روسای افشاریه و قاجاریه به چادر او ریختند و او را به قتل رسانیدند .

نادر شاه افشار
نادر شاه ( و. 1100 - ف. 1160ه. ق .) پادشاه ( 1160 - 1148 ه.ق .) ایران و موسس سلسله افشاریه . نام اصلی او ندرقلی یا نادر قلی بود و در ناحیه دستگرد از توابع دره گز متولد شد . در هفده سالگی با مادرش اسیر ازبکان شد و در این اسارت مادرش را از دست داد. پس از چهار سال از اسارت ازبکان گریخت و به خدمت حکمران ابیورد بابا علی بیگ کوسه لوی افشار در آمد . و مقام و مرتبه ای یافت . آنگاه به مشهد رفت و با ملک محمود سیستانی از در مخالفت در آمد و شهرت و آوازه یافت و بدین ترتیب سرانجام به دربار شاه طهماسب صفوی رسید و به مناسبت خدماتی که به وی در دفع افغانها کرد به لقب طهماسب - قلی خان ملقب گشت و حکومت بسیاری از ایالات ایران را و سرداری سپاه ایران را بدست آورد و به کار قلع و قمع و یکسره کردن فتنه افغانها و دیگر دشمنان ایارن پرداخت در 1143 ه.ق . عثمانیها را از آذربایجان و همدان بیرون راند و در قفقازیه تا دل داغستان پیش رفت . در این هنگام شاه طهماسب قراردادی با دولت عثمانی و روسیه منعقد ساخت که به سود ایران نبود و این امر بهانه به دست نادر داد و وی شاه طهماسب را از سلطنت خلع کرد و پسر هشت ماهه شاه طهماسب را به نام شاه عباس سوم به سلطنت برداشت تا اینکه در سال 1148 رسما خود را شاه خواند . هزینه سرسام آور جنگهای پی در پی . نادر را به لشکر کشی درخشان و موفقیت- آمیزش به هند در سال 1152 - 1151 وادار ساخت و در نتیجه این لشکرکشی محمد شاه امپراطور مغول هند ناگزیر تمام ایالات واقع در شمال و غرب رود سند را به نادر واگذاشت و نیز خراج گزافی را عهده دار شد. در سال 1154 ه.ق . سوئ قصدی به جان نادر شد که شک میرفت از جانب پسرش رضاقلی میرزا باشد .این حادثه مایه تغییر اخلاق نادر گردید . و از آن پس سیاست و رفتار وی روز به روز ظالمانه تر و نامعقول تر گردید . در ایالات مختلف شورشهایی علیه سختگیریهای او برپا شد و سرانجام در سال 1160 ه.ق . عده ای از روسای افشاریه و قاجاریه به چادر او ریختند و او را به قتل رسانیدند .

نادر علی
نادر علی الحسنی فرزند میرزا محمد کاظم مشهور به میرزا آقای نقاش از کاتبان و خوشنویسان قرن سیزدهم است .

نادر قلی
نادر شاه ( و. 1100 - ف. 1160ه. ق .) پادشاه ( 1160 - 1148 ه.ق .) ایران و موسس سلسله افشاریه . نام اصلی او ندرقلی یا نادر قلی بود و در ناحیه دستگرد از توابع دره گز متولد شد . در هفده سالگی با مادرش اسیر ازبکان شد و در این اسارت مادرش را از دست داد. پس از چهار سال از اسارت ازبکان گریخت و به خدمت حکمران ابیورد بابا علی بیگ کوسه لوی افشار در آمد . و مقام و مرتبه ای یافت . آنگاه به مشهد رفت و با ملک محمود سیستانی از در مخالفت در آمد و شهرت و آوازه یافت و بدین ترتیب سرانجام به دربار شاه طهماسب صفوی رسید و به مناسبت خدماتی که به وی در دفع افغانها کرد به لقب طهماسب - قلی خان ملقب گشت و حکومت بسیاری از ایالات ایران را و سرداری سپاه ایران را بدست آورد و به کار قلع و قمع و یکسره کردن فتنه افغانها و دیگر دشمنان ایارن پرداخت در 1143 ه.ق . عثمانیها را از آذربایجان و همدان بیرون راند و در قفقازیه تا دل داغستان پیش رفت . در این هنگام شاه طهماسب قراردادی با دولت عثمانی و روسیه منعقد ساخت که به سود ایران نبود و این امر بهانه به دست نادر داد و وی شاه طهماسب را از سلطنت خلع کرد و پسر هشت ماهه شاه طهماسب را به نام شاه عباس سوم به سلطنت برداشت تا اینکه در سال 1148 رسما خود را شاه خواند . هزینه سرسام آور جنگهای پی در پی . نادر را به لشکر کشی درخشان و موفقیت- آمیزش به هند در سال 1152 - 1151 وادار ساخت و در نتیجه این لشکرکشی محمد شاه امپراطور مغول هند ناگزیر تمام ایالات واقع در شمال و غرب رود سند را به نادر واگذاشت و نیز خراج گزافی را عهده دار شد. در سال 1154 ه.ق . سوئ قصدی به جان نادر شد که شک میرفت از جانب پسرش رضاقلی میرزا باشد .این حادثه مایه تغییر اخلاق نادر گردید . و از آن پس سیاست و رفتار وی روز به روز ظالمانه تر و نامعقول تر گردید . در ایالات مختلف شورشهایی علیه سختگیریهای او برپا شد و سرانجام در سال 1160 ه.ق . عده ای از روسای افشاریه و قاجاریه به چادر او ریختند و او را به قتل رسانیدند .
از دهات دهستان گاو دول است و در بخش مرکزی شهرستان مراغه قرار دارد .

نادر مازندرانی
میرزا اسداله متخلص به نادر از شاعران قرن سیزدهم است .

نادر محمد
چهارمین فرمانروا از سلسله جانیه یا هشترخانی از امرای بخارا . وی از سال 1050 تا 1057 ه.ق . بر ولایات سمرقند و بخارا و فرغانه و بدخشان و بلخ حکومت کرد و بسال 1561 در گذشت .
چهارمین فرمانروا از سلسله امرای جانی یا هشتر خانی بخاراست .

نادر مقابل
نادر برابر .

نادر مکان
( صفت ) آنچه که درمکان نباشد [ ونه نا موصوف و نه نادر زمان و نه نادر مکان .]

نادر میرزا
نادر میرزای افشار پسر شاهرخ میرزا از شاهزادگان افشاریه که چندی بنیابت پدر نابینای خود شاهرخ میرزا بر مشهد حکومت کرد و پس از کشته شدن آغا محمد خان قاجار نادر میرزا با مساعدت افغانها بر مشهد مسلط شد ولی در اواخر ذیقعده 1218 به دست فرمانروای خراسان اسیر و روانه تهران شد و به دستور فتحعلیشاه قاجار کشته شد و با قتل او سلسله افشاریه منقرض گردید .
وی فرزند شاهرخ میرزا فرزند رضا قلی میرزا فرزند نادر شاه افشار است .

نادر نصیر آبادی
سید نجم الدین حسین بن سید قمرالدین از پارسی گویان هند است و به روایت مولف شمع انجمن در قریه ایته از توابع نصیر آباد بدنیا آمده است .

نادر کشمیری
از شاعران فارسی گوی کشمیر است .

کاروانسرا نادر شاه
نام محلی کنار راه قم و اصفهان میان مورچه خورت

انادر
جمع اندر

بنادر
جمع بندر
( اسم ) جمع بندر بندرها شهرهای واقع در کنار دریا .

بنادر جنوب
مجموع بندر های ایران در ساحل خلیج فارس و بحر عمان شامل : بندر عباس بندر بوشهر بندر لنگه بندر جاسک چاه بهار دیلم کواتر خرمشهر آبادان .

بنادر و کشتی رانی
( اداره کل ) در بهمن 1306 ه. ش تاسیسات بندر پهلوی که به توسط روسیه ساخته شده بود تحویل دولت ایران گردید و دولت نیز نگاهداری و بهره برداری از آنرا به وزارت راه محول کرد . مقارن شروع ساختن راه آهن سراسری بندر شاه و بندر شاهپور در منتهی الیه شمالی و جنوبی راه آهن احداث گردید و در سال 1313 ساختن بندر نوشهر در ساحل بحر خزر آغاز شد و در بندر خرمشهر نیز تاسیسات بندری به وجود آمد . تا اواخر سال 1314 اداره امور بنادر پهلوی و شاه و شاهپور که دارای تاسیسات بندری و جزو تشکیلات وزارت راه بودند در مرکز وزارتخانه تمرکز نداشت . اداره بندر پهلوی مستقیما و ادارات بندر شاه و شاهپور به توسط راه آهنهای شمال و جنوب با وزارتخانه مذکور رابطه داشتند . در بهمن 1314 اداره کل بنادر تاسیس شد و امور کلیه بنادر در آن اداره متمرکز گردید و به تدریج تاسیاست بندری در بنادر ایران توسعه یافت . در سال 1328 بنگاه کل بنادر و کشتی رانی در وزارت راه تشکیل شد و کلیه امور بندری و کشتی رانی ایران در آن تمرکز یافت ولی در آغاز سال 1332 بنگاه مزبور مجددا به اداره کل بنادر تبدیل شد و امور آن به اداره کل گمرک و راه آهن دولتی ایران واگذار گردید و در تیر ماه 1338 طبق تصویب نامه هیئت وزیران اداره مذکور با بودجه و اعتبارات و کارکنان خود به وزارت گمرکات و انحصارات منتقل گردید و مجددا در سال 1340 که وزارت گمرکات منحل گردید جزو تشکیلات وزارت بازرگانی در آمد .

بنادره
جمع بندار آنکه خرید و فروخت جواهری نموده باشد 0 یا تاجری که متاع را نگهدارد تا بقیمت گران فروشد 0

تخت نادری
مورخان غربی بر آنند که نادرشاه بهنگام مراجعت از هند در سالهای 1739 و 1740 م .تخت جواهر نشان مرصع باضافه ( تخت طاوس ) با خود بایران آورد.مورخان اروپایی نوشته اند که نادرشاه بقدری به تخت طاوس علاقمند بود که تخت دیگری با همان مشخصاتاز جواهر ساخت ولی امروز هیچ اثری ازین تختها نیست و محققان بطورکلی معتقدند که همه آنها پس از قتل نادرشاه در پایان قرن 18 میلادی از بین رفته است . تخت فعلی گرچه بنام (( تخت نادری )) خوانده میشود اما در واقع هیچگونه رابطهای با نادرشاه ندارد. دلایلی محکم در دست است که تخت فعلی در زمان فتح علی شاهکه به نشان دادن تجمل و شکوه دربار خود بسیار علاقمند بوده ساخته شده است . کتیبه هایش که در اطراف نشیمن گاه تخت دیده می شود دارای نوشته هایی است که ساختمان تخت راصراحه به فتح علی شاه نسبت می دهد.این تخت بصورت قطعات جداگانه و قابل حمل که جمعا 12 پارچه میباشد ساخته شده است. تعداد جواهر 26733 قطعه می باشد.

حجت آباد نادری
ده کوچکی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس

خنادره بالا
دهی است جزئ دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک با 655 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و محصول آن : غلات و بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راه مالرو .

خنادره پایین
دهی است جزئ دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک . با 243 تن سکنه . آب آن از چشمه و قنات و محصول آن : غلات و بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راه مالرو .

خنادره کوچک
دهی است جزئ دهستان سربند پائین بخش سربند شهرستان اراک . دارای 179 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و بنشن . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی راه مالرو است باین ده حاجی سلیم نیز می گویند .

دره نادره
تاریخ عصر نادر شاه بفارسی تالیف محمد مهدی استر آبادی .این کتاب بنثری مصنوع و متکلف تحریر شده و اخیرا طبع انتقادی آن در ایران منتشر گردیده .

منار نادری
منارهای عظیمی که بفرمان نادرشاه افشار برای راهنمائی قافله ها و سهولت امر اردو کشی از آجر و گچ و یا آهک و سنگ در صحاری بی آب و علف و کویرها ساخته شده است . یکی از این منارها که بنام منار نادری یا میل نادری مشهور است در میان ریگزار های مخوف بین کرمان و بلوچستان خودنمائی میکند. این منار عظیم که تا قریب 30 فرسخ آب و آبادی در اطراف آن وجود ندارد در واقع تنها وسیله راهنمائی و جلوگیری از سرگردانی وسائط نقلیه و مسافران و کاروانان است.

نادرا
بندرت ندره اتفاقا.
از شاعران شیراز و معاصر با صفویه است .

نادرات
( صفت ) جمع نادره :[ در آن باره از نادرات زمانه خویش بوده است .]

نادرست
شکسته, معیوب, شخص متقلب وبدکار
( صفت ) 1 - کج معوج . 2 - دروغگو. 3 - بیمار . 4 - ناقص . 5 - باطل . 6 - متقلب خاین مقابل درست .

نادرستی
1- ناراستی کجی اعوجاج . 2 - دروغ کذب . 3 - بیماری مرض . 4 - نقص ناقصی . 5 - ناحقی بطلان . 6 - تقلب عدم امانت خیانت مقابل درستی .
ناراستی کجی .

نادرستی کردن
( مصدر) خیانت کردن خدعه ورزیدن کنون ار شما نادرستی کنید بجنگ اندرون پیش دستی کنید... ( شا)

نادره
کمیاب, بی همتا, نوادر, مونث نادر
( صفت ) 1 - مونث نادر. 2 - واحد نادر . 3- مبالغه درمعنی نادر(مذکرا) .الف - چیز کمیاب : میجویم داد نیست ممکن کاین نادره در جهان ببینم . ( خاقانی) ب - بی مثل بی مانند : [ این سلطان ما امروز نادره روزگاراست . ] ج - عجیب شگفت : نادره تر این که طفلکان نخروشند خون زگلو برنیاورند و بخوشند. ( منوچهری ) د - ( اسم بجای ترکیب وصفی ) واقعه عجیب حادثه شگفتی آور:[مردمان حکایت گوسفند وزن و آتش وپیلان بگفتند و آن نادره شرح دادند.] ه- ( اسم ) بذله لطیفه :[ یوم حمی را... به نادره هائ خنده ناک و بازیهائ عجب والحان خوش و مانند آن مشغول باید بود. ] و - لطیفه نکته :[ سخن اگرچه دراز شود از نکته و نادره ای خالی نباشد.] ز- دلنشین وطرفه : بی شکی ازبهشت همی آید این دلپذیر و نادره معنیها. ( ناصرخسرو) جمع : نادرات نوادر. یا نادره دوران .یگانه روزگار . یا نادره زمانه . یگانه روزگار. جوهریی و لعل کان جای مکان و لامکان نادره زمانه ای خلق کجا و تو کجا ? ( دیوان کبیر)

نادره الزمان
یگانه روزگار
یگانه روزگار وحیدالعصر .

نادره بین
( صفت ) نکته بین : در مجلس جان گوش سرت پند شنو باد . در عالم جان چشم دلت نادره بین باد. ( سنائی لغ.)

نادره بینی
نکته بینی .

نادره پرسی
پرسش و استفسار از چیزی کمیاب .

نادره پیرا
نویسنده سر گذشتها و اتفاقات .

نادره درن
زیرک هوشیار .

نادره زمان
یکتای روزگار یگانه دهر .

نادره فن
( صفت ) 1 - آنکه دارای فنی جالب توجه وطرفه است . 2 - مشعبد شعبده باز.

نادره گو ی
( صفت ) نادره گفتار: بود خوب و جوان و نادره گوی آن که این دید از و تو دست بشوی . ( نظامی )

نادره گویی
عمل نادره گوی . نادره گوینده . ( صفت ) نادره گوی : ساقیان نادره گویند شیرین ادا مطربان چابک طمغاجی حاضر جواب . ( مختاری )

نادره لان
( اسم ) محل پیدایش نوادر: چه جای مکان است و چه سودای زمانست ای هر دو شده از دم تو نادره لانی . ( دیوان کبیر.)

نادره کار
( صفت ) کسی که کارهای عجیب یابی مانند انجام دهد.

نادره کاری
انجام دادن کارهای عجیب یابی مانند. نادره گفتار. ( صفت ) آنکه گفتارش پسندیده و مشحون از لطیفه هاونکته هاست : آنکه درطرز غزل نکته بحافظ آموخت یار شیرین سخن نادره گفتار من است . ( حافظ )

نادری
( صفت ) 1 - منسوب به نادر. 2 - منسوب به نادر( شاه ) :جهانگشای نادری سکه نادری کوس نادری .
محمد چلبی بن عبدالغنی از شعرای قرن دهم عثمانی است .

نادری سمر قندی
از شاعران قرن دهم است مردی خوش طبع و عاشق مزاج بود .

نادری سیالکوتی
از شاعران فارسی گوی سیالکوت لاهور هندوستان است .

نادری شوشتری
از شاعران شوشتر است .

نادری مروزی
از شاعران مرو و مصاحبان امیر علیشیر نوائی است .

نادری مشهدی
از نادر اندیشان بود و نوبتی هم در هند ورود نمود .

نادری هروی
مولف صبح گلشن آرد : در معما نادره کاریها نمود خیلی دقیقه سنج و نکته آفرین بوده .

نادری کازرونی
حاجی میرزا ابراهیم یا محمد ابراهیم کازرونی شیرازی متخلص به نادری از شاعران قرن سیزدهم است .

کنادر
کندر مرد کوتاه درشت سطبر اندام . مرد زشت یا خر بزرگ جثه

شبکه مترجمین ایران ترجمه آنلاین انگلیسی فارسی فوری افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس نرم افزاری مریم
تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس