معنی کلمه نقم به فارسی

نقم
جمع نقمت
( مصدر اسم ) نقب .
جمع نقمه است

نقم بریدن
( مصدر ) نقب ساختن : و آن غلام سخت چالاک بود و نقم نیکو بریدی .

نقم زدن
( مصدر ) نقب زدن .

نقمات
(اسم) جمع نقمت ( نقمه ) کینه کشی ها انتقام جوییها : به نغمات خسروانی از نقمات خسروانه متغافل شده ...

نقمت
کینه کشی, عذاب, عقوبت, پاداش بد, رنج وسختی
(اسم) 1 - عتاب معاتبه . 2 - انتقام کینه کشی پاداش به عقوبت : و بسیار دشمنانند که بقوت و زور بریشان دست نتوان یافت. و بحیلت و مکر در قبضه قدرت و چنگال نقمت توان کشید. جمع : نقم نقم و نقمات.

نقمه
کینه کشی و پاداش به عقوبت 0 عقوبت و کینه 0 ضد نعمت 0

شبکه مترجمین ایران ترجمه آنلاین انگلیسی فارسی فوری افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس نرم افزاری مریم
تونیک طلسم باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی فروشگاه اینترنتی دست آرا تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس