معنی کلمه پزشکی به فارسی

پزشکی
( صفت ) منسوب بپزشک طبی آنچه که مربوط بامور تداوی مرضی و کارهای مربوط بطبابت است .

پزشکی آزمایشی
طب تجربی

پزشکی کردن
( مصدر ) طبابت کردن .

دندان پزشکی
1 - عمل و شغل دندان پزشک طبابت دندان . 2 - ( اسم ) محکمه دندان پزشک .

روان پزشکی
شعبه ایستاز فن طبابت که از وجوه و جنبه های مختلف روحی تندرستی و بیماری انسان بحث میکند

دامپزشکی
معالجه امراض جانوران بیطاری .

باقلوای قزوین - باقلوا پرچمی افزونه دیکشنری و مترجم آبادیس فروشگاه اینترنتی دست آرا نرم افزاری مریم
تونیک طلسم
درآمد پاپ آپ فروشگاه آبی تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس تبلیغات در آبادیس