تفویز

لغت نامه دهخدا

تفویز. [ ت َ ] ( ع مص ) بمردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیدا و آشکار گردیدن راه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || درگذشتن و بیابان بریدن با شتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). گذشتن مرد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بمردن پیدا و آشکار کردن راه

پیشنهاد کاربران

بپرس