temperature

/ˈtemprət͡ʃər//ˈtemprət͡ʃə/

معنی: دما، درجه حرارت، درجه گرما
معانی دیگر: گرما، حرارت، تب

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the degree of heat or cold of a body or an environment.

- The temperature in the office was uncomfortable to work in.
[ترجمه آرش خراط] دمای هوای دفتر برای کار مناسب نبود.
|
[ترجمه سوگند] دمای هوای دفتر برای کار راحت نبود
|
[ترجمه طلا] کار در دمای مطب ناراحت کننده بود .
|
[ترجمه سینا] دمای هوای داخل دفتر برای کار راحت نبود.
|
[ترجمه مهدی گلستانی] دمای هوای درون دفتر برای کار راحت نبود
|
[ترجمه Maryam] دما در دفتر برای کار ناراحت کننده بود
|
[ترجمه گوگل] دمای مطب برای کار ناراحت کننده بود
[ترجمه ترگمان] درجه حرارت اتاق کار ناراحت کننده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I don't mind the temperature during the winter, but I hate shoveling snow.
[ترجمه آرش خراط] سرمای زمستان برایم مهم نیست ولی از برف پارو کردن متنفرم
|
[ترجمه سوگند] در طول زمستان به دمای هوا اهمیتی نمی دهم ولی از پارو کردن برف متنفرم
|
[ترجمه طلا] درجه حرارت در زمستان برایم مهم نیست ، اما از بیل زدن برف متنفرم.
|
[ترجمه گوگل] من از دمای هوا در زمستان اهمیتی نمی‌دهم، اما از پارو کردن برف متنفرم
[ترجمه ترگمان] در طول زمستان به دمای هوا اهمیتی نمی دهم، اما از خوردن برف متنفرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the specific level of heat or cold in a body or environment expressed as a number of degrees and determined by measuring with a thermometer or other standard instrument.

- The temperature was 85 degrees Fahrenheit in the mid afternoon.
[ترجمه طلا] دمای هوا در اواسط بعد از ظهر 85 درجه فارنهایت بود.
|
[ترجمه گوگل] دمای هوا در اواسط بعد از ظهر 85 درجه فارنهایت بود
[ترجمه ترگمان] دما در اواسط بعد از ظهر ۸۵ درجه فارنهایت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Did the meteorologist say what the temperature was?
[ترجمه طلا] آیا هواشناس گفت دما چقدر است؟
|
[ترجمه فاطی] هوا شناس گفت دما چقدر است
|
[ترجمه گوگل] هواشناس گفت دما چنده؟
[ترجمه ترگمان] the نگفت دما چی بوده؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: abnormally high body temperature because of infection or illness; fever.

جمله های نمونه

1. temperature observations
برنگری های حرارت

2. temperature chart
نمودار (میزان) حرارت

3. ambient temperature
حرارت پرمون (محیط)

4. maximum temperature
بیشینه ی حرارت،حداکثر دما

5. medium temperature
حرارت میانین (نه زیاد نه کم،متعادل)

6. the temperature fell rapidly
حرارت به سرعت کاهش یافت.

7. the temperature of boiling water
حرارت آب جوش

8. the temperature remained in the teens
حرارت میان 13 و 19 باقی ماند.

9. the temperature stands at 50 degrees
حرارت 50 درجه است.

10. the temperature will be in the forties
حرارت هوا بین چهل و چهل و نه (درجه) خواهد بود.

11. ignition temperature
دمای افروزش،حرارت احتراق

12. a fifty-degree temperature
گرمای پنجاه درجه

13. an elevated temperature
حرارت بالا

14. fluctuations in temperature
افت و خیزهای (نوسانات) حرارت

15. the cubicle's temperature should be kept invariable
درجه ی حرارت اتاقک را باید ثابت نگاه داشت.

16. the minimum temperature during the past winter
کمترین درجه ی حرارت در زمستان گذشته

17. the optimum temperature for incubation
حرارت بهینه برای جوجه کشی

18. the room's temperature can be regulated
حرارت اتاق را می توان تنظیم کرد.

19. when the temperature goes down, water particles begin to crystallize
حرارت که کم می شود ذرات آب شروع می کنند به بلورین شدن.

20. a thermometer registers temperature
حرارت سنج گرما را نشان می دهد.

21. in winter the temperature drops
در زمستان گرما کم می شود.

22. rain patterns and temperature patterns are dissimilar
روال بارندگی با روال حرارت تشابهی ندارد.

23. the growth of temperature
بالا رفتن دما

24. there, the water temperature was equal to the freezing point of the sea
در آنجا دمای آب به اندازه ی نقطه ی انجماد دریا بود.

25. to elevate the temperature
حرارت را زیاد کردن

26. varying degrees of temperature
درجات مختلف حرارت

27. a gradual change of temperature
تغییر تدریجی حرارت

28. a rise in the temperature
افزایش دما

29. the baby has a temperature
بچه تب دارد.

30. this button raises the temperature
این دکمه حرارت را زیادتر می کند.

31. a delicate apparatus regulates the temperature inside the space capsule
دستگاه دقیقی حرارت درون کپسول فضایی را تنظیم می کند.

32. a sensible rise in the temperature
افزایش محسوس حرارت

33. the advantages of a level temperature
فواید حرارت ثابت

34. before immersing the baby, test the water's temperature
پیش از قرار دادن کودک در آب دمای آن را اندازه بگیر.

35. he devised a new instrument for measuring temperature
او ابزار جدیدی برای سنجش حرارت درست کرد.

36. the proximity of the sea modifies the temperature
نزدیک بودن دریا از گرما می کاهد.

37. this medicine is to be kept at room temperature
این دارو باید در حرارت معمولی نگهداری شود.

38. this instrument detects and registers the slightest change in temperature
این ابزار کوچکترین تغییر درجه ی حرارت را کشف و ثبت می کند.

مترادف ها

دما (اسم)
temperature

درجه حرارت (اسم)
temperature

درجه گرما (اسم)
temperature

تخصصی

[خودرو] شدت دما
[شیمی] دما
[عمران و معماری] درجه حرارت - دما
[برق و الکترونیک] درجه، حرارت، دما
[صنایع غذایی] درجه حرارت، دما
[مهندسی گاز] دما، درجه حرارت
[نساجی] درجه حرارت - دما
[ریاضیات] دما، درجه ی حرارت، درجه ی گرما
[آب و خاک] دما

انگلیسی به انگلیسی

• degree of hotness or coldness; abnormally high body temperature, fever
the temperature of something is how hot or cold it is.
your temperature is the temperature of your body.
if you say that the temperature in a particular situation is rising, you mean that people are becoming angry or excited and may possibly become violent.
if someone takes your temperature, they use a thermometer to measure your temperature.
if you have a temperature or are running a temperature, your temperature is higher than it usually is and you feel ill.

پیشنهاد کاربران

خلق و خو، دما
دما
مثال: The temperature dropped below freezing overnight.
دما شبانه زیر صفر درجه سانتی گراد رفت.
*آموزش زبانهای انگلیسی، ترکی استانبولی و اسپانیایی
temperature ( n ) ( tɛmprətʃər ) ( abbreviation temp ) =the measurement in degrees of how hot or cold a thing or place is
temperature
دما،
درجه حرارت،
تب
تب داشتن
تب کردن
تب
درصورتی معنای تب میده که با have - has بیاد
have a temperature. اما به معنای دما هست
۱. دما
۲. تب
دما
temperature ( فیزیک )
واژه مصوب: دما
تعریف: کمیتی که معرف انرژی جنبشی متوسط مولکول های جسم است
حرارت
a measure of now hot or cold some thing is
Fixed temperature دمای ثابت
درجه دما
دمای هوا
دما. . . . . . درجه حرارت.
تب
تب داشتن
تب کردن
temperature logger در صنعت هندلینگ بار به معنای دستگاه تنظیم دما است.
درجه حرارت
شور و هیجان
حرارت، گرما
دماسنج
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)

بپرس